آزاد شو


*** اين وبلاگ منعکس کننده مطالب و مقالات حزب ميهن است ***


Tuesday, April 08, 2008

 

رهبر راستين اپوزيسيون ايران



زاد گـــاه
امير سپهر


جورج بوش، رهبر راستين اپوزيسيون ايران

نگارنده حال پنج سالی است که مرتب می نويسم که در نبود يک اپوزيسيون مسئول که نويد دهنده ی تحولی از سوی خود مردم باشد، بی هيچ ترديدی آمريکا با کمک متحدانشان به ايران حمله خواهد کرد. آنهم برای برانداختن اين نظام در کليّت آن، نه برای زدن چند نيروگاه نيمه تمام اتمی و پايگاه نظامی و باقی گذاردن رژيم و مشروعيّت بخشيدن بدان

چه که اين رژيم، همانگونه که حال در محافل سياسی آمريکا هم ناميده می شود"يک غده ی سرطانی بدخيم" است که جز بريدن آن از پيکره ی جهان متمدن و صلح طلب راه دگری برای آرامش وجود ندارد. زيرا مادام که جمهوری اسلامی روضه خوان ها برسر کار باشد، جهان و بويژه منطقه مهم و استراتژيک و انرژی زای خاورميانه روی آرامش به خود نخواهد ديد

پس، حال چند سالی است که راه احتمالی رسيدن به ايرانی بدون جمهوری اسلامی فقط می تواند از واشنگتن بگذرد و ديگر جرج بوش است که رهبر راستين اپوزيسيون آشتی ناپذير و سرنگونی طلب اين رژيم است. از اين روی هم ديگر قبح تسليم به آمريکا از سوی ايرانيان بی پناه و حتا عوامل بريده از رژيم بگونه ای ريشه ای از ميان رفته است

يعنی در سالهای اخير، هر ايرانی که از دست اين رژيم ظلم ديده به آمريکا شکايت برده. هر دانشجويی که زندانی و شکنجه شده، از آمريکا کمک خواسته. حتا ديگر پايوران بريده از اين رژيم هم خود را به آمريکا تسليم می کنند. حتا فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

به بيانی ديگر، اينکه از نظامی ها و پاسداران خواسته می شد که به مردم بپيوندند، آن فرماندهان بريده حال به آمريکا می پيوندند. چون در نبود يک اپوزيسيون ملی و مسئول، اينک اين اپوزيسيون در سيمای دولت جمهوری خواه ايالات متحده آمريکا متجلی گشته. مردم ما هم دانسته و ناخودآگاه، حال آمريکا را بعنوان نماينده ی راستين خود در برابر اين رژيم پذيرفته اند

پس، سقوط اين رژيم و ايجاد دگرگونی های بنيادين در ايران هم در حال حاظر و در جهانی حقيقی و دور از شعار و روياپردازی، تنها از کوچه ی آرتش آمريکا می گذرد، حال چه ما بخواهيم و چه نخواهيم. نانوشته نماند که دولت جمهوری خواه آمريکا هم در راه مبارزه با رژيم اسلامی تروريستی روضه خوان ها قربانيان زيادی داده و به حق هم حريف اصلی اين رژيم در دنيای حقيقی است

چنانچه کسانی اين ادعای مرا نمی پذيرند و حريف قدر ديگری را برای اين رژيم بربريت گستر سراغ دارند، لطفآ نشانی آنرا به من نيز بدهند و مرا از اين نادانی و بی خبری بيرون آرند. شايد گفته شود مردم ايران، اين سخن زمانی پذيرفتنی است که مردم رهبر و تشکيلات و فرمانده ی داشته باشند. آنکه اکثريّت مردم او را به رهبری قبول دارند، در انتظار رخصت بی مقدار ترين اقليّت برای رهبری است. آنان هم که مردم هيچ قبولشان ندارند که بيهوده خود را معطل ساخته اند. بنا بر اين، در چنين شرايطی از مردم سرگردان و بی برنامه و نيروی پراکنده ی آنان هيچ کاری ساخته نيست

اين نيز بياورم که گر چه امروز اکثر روشنفکران جهان، بويژه تمامی مثلآ روشنفکران ما هم جرج بوش را نادان و جنگ طلب می خوانند، ليکن اين سخنان برای من يکی پشيزی ارزش ندارد. من هرگز موجی نبودم و هميشه استقلال انديشه داشته ام. پيوسته هم در مورد افراد و رخداد ها با سر خود انديشيده ام

اظهار نظر روشنفکرانی که نوام چامسکی، اين رفيق ملا عمر و احمدی نژاد و چاوز را ابرروشنفکر می پندارند آخر چه ارزشی می تواند داشته باشد. ميشل فوکو ی ابرروشنفکر هم روزی همين خزعبلات را در مورد رونالد ريگان می گفت و مريد و سرسپرده ی روح الله خمينی بود. خلخالی را هم چه گوارا ی زمان می ناميد و عاشقانه می ستود

هرکسی در مخالفت و يا مسخره کردن جرج بوش هر چه که می خواهد بنويسد و بگويد. از ديد من اما، پرزيدنت بوش يکی از با شرف ترين و انسان ترين و برجسته ترين رؤسای جمهوری تمام تاريخ آمريکا است، به ويژه برای ملت های اسير و در درون آنها، بويژه برای ملت ما. کيستی راستين و بزرگی ها و انسانيّت وی زمانی روشن خواهد شد که چند صباحی از پايان دوران رياست جمهوری وی سپری شود

باری، نگارنده درست سه سال و دو ماه پيش از اين بود که در يک نوشته احتمال حمله ی نظامی آمريکا را مطرح کرده و از آنانی که عقل و هوشی باقی دارند خواستم که به اين امر خوب بيانديشند. چون اين مسئله از ديد من بسيار جدی بود. حال البته جدی تر هم شده است. بر سر اين نوشته هم، هم زشت ترين توهين ها را دريافت کردم و هم دهها ايميل مهر آميز که اصلآ خواستار اين حمله بودند و آنرا تنها راه نجات از دست اين رژيم می دانستند، به گونه ای که پنداری من فرمانده ی نيرو های مسلح ايالات متحده آمريکا باشم!؟

شگفت اينکه، آنان که در برون از ايران هستند و همه گونه هم اسباب عيش و نوششان براه است به من فحاشی کرده، ليکن آنان که در داخل هستند و بايد از اين حمله وحشت کنند، همگی از من سپاسگزاری کردند. اين چيزی نيست جز نشانگر اين واقعييّت تلخ که مردم ما آنگونه از اين رژيم وحشی و انيرانی نفرت دارند و به گونه ای از دست اين جنايتکاران و چپاولگران جانشان بر لب رسيده که اشغال کشورشان را وسيله ی آمريکا به استمرار جمهوری اسلامی ترجيح می دهند

در حالی که من در آن نوشته بطور مستقيم خواستار حمله ی آمريکا نبودم، اگر بودم و باشم که بسيار بسيار بی باک تر از آن بودم و هستم که آنرا روشن و بی هيچ لفاظی ننويسم

با آوردن اين پيش زمينه، حال می خواهم که هم آن نوشته ی سه سال پيش خودم (اشغال نظامی آمريکا هزاران بار بر وضع خجلت آور موجود شرف دارد) را يکبار ديگر منتشر سازم و هم نوشته ای را از دوستی انديشمند (دکتر روزبه پژمان) از درون ميهن را. تنها هدفم نيز از اينکار اين است که خوانندگانم را پس از سه سال يک بار ديگر به انديشه وادارم

بويژه اميد دارم که دوستان، نوشته ی بسيار بلند و جامع دوستم از درون ايران را خوب بخوانند که در استقبال از آن نوشته ی من نگاشته شده. افسوس که من به دلايل امنيّتی نمی توانم در مورد کيستی و گذشته ی اين دوست انديشمند چيزی بنويسم. همين اندازه بس است که وی فردی بسيار پخته است، با گذشته ی دراز در کار سياسی. از اينروی هم، وقتی شخصيّتی چون او از حمله ی نظامی آمريکا استقبال می کند، اين نشاندهنده ی بسياری از واقعييّت های درون ميهن ما و اوضاع فلاکتبار مردم دربند آن است ... 1
.................................................

! اشغال نظامی آمريکا هزاران بار بر وضع خجلت آور موجود شرف دارد

آيا ما اصلآ بدرستی فکر کرده ايم که داريم از چه چيزی دفاع می کنيم؟ می خواهيم نشان دهيم که از استقلال کشورمان دفاع ميکنيم، اما مگر اين کشوری که امروزه هژده هزار مستشار خارجی دارد و عملآ به تيول اروپا و مستعمره چين و روسيه مبدل شده اصلآ استقلال دارد؟

در کشورما هم همه چيزما را می دزدند و بما گرسنگی و نکبت ميدهند و هم بدترين توهين ها و رکيک ترين ناسزا ها را نثار خود و اجداد و تاريخمان ميکنند. وقتی حتی لباسی شاد پوشيدن و لبخند برلب آوردن فرزندانمان را هم با مستهجن ترين کلمات ناشی از اراذل و اوباش و بی پدر و مادر بودن آنها ميدانند، آيا ميتوان اصلآ ادعای وطن داری و دولت بومی داشتن کرد. کدام نيروی اشغالگری با کدامين ملت اسيری اينگونه رفتار توهين آميز داشته. حتی اسرای جنگی هم طبق معاهده ژنو و ساير عهد نامه ها حق و حقوقی دارند. اينک حتی زندانبان ها نيز در هيچ کجای دنيا حق ندارند به اين عريانی و زشتی به جانيان و دزدان زندانی توهين کنند که اين رژيم به ما می کند ...
1

تمامی اين نوشته را اينجا بخوانيد



www.zadgah.com

|


<< Home

Archives

May 2004   June 2004   July 2004   August 2004   September 2004   October 2004   November 2004   December 2004   January 2005   February 2005   March 2005   April 2005   May 2005   June 2005   July 2005   August 2005   September 2005   October 2005   November 2005   December 2005   January 2006   February 2006   March 2006   April 2006   May 2006   June 2006   July 2006   August 2006   September 2006   October 2006   November 2006   December 2006   January 2007   February 2007   March 2007   April 2007   May 2007   June 2007   July 2007   August 2007   September 2007   October 2007   November 2007   December 2007   January 2008   February 2008   March 2008   April 2008   May 2008   June 2008   July 2008   August 2008   September 2008   October 2008   November 2008   December 2008   January 2009   February 2009   March 2009   April 2009   May 2009   June 2009   July 2009   August 2009   September 2009   October 2009   November 2009   January 2010   February 2010   March 2010   April 2010   May 2010   June 2010   July 2010   September 2011   February 2012  


Not be forgotten
! بختيار که نمرده است

بخشی از نوشته های آقای دکتر امير سپهر ( بنيانگذار و دبيرکل حزب ميهن ) :

سخن بی هنر زار و خار است و سست

چرا انقلاب آرام در ايران ناشدنی است؟

! دموکراسی مقام منظم عنتری

نوروز ايرانی در رژيمی ايرانی

بوی خوش خرد گرايی در نوروز

نامه ای به سخنگوی وزارت خارجه

!اصلاح جمهوری اسلامی به سبک آمريکا

!رژيم و دو گزينه، شکست، شکست ننگين

! لاابالی ها شال و کلاه کنيد

اسلام را کشف کنيم نه مسخره

ماندگاری ايران فقط به ناهشياران است !؟

!نه نه، اين تيم، تيم ملی ما نيست

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/پنجمين بخش

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/بخش چهارم

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/بخش سوم

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/بخش دوم

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/بخش نخست

فرهنگ سازی را بايد از دکتر شريعتی آموخت

دانشمندان اتمی يا الاغهای پاکستانی

راه اصلی ميدان آزادی خيابان شاهرضا است/بخش دوم

راه اصلی ميدان آزادی خيابان شاهرضا است/بخش نخست

مبارزان ديروز، بابا بزرگ های بی عزت امروز

پيش درآمدی بر چيستی فرهنگ

ملتی در ميان چند طايفه رويا پرداز دغلباز

مشکل نه دستار که مسلک دستاربندی است

بی فرهنگی ما، عين فرهنگ ما است

! نابخردی نزد ما ايرانيان است و بس

!خود همی گفتی که خر رفت ای پسر

ولله که کابينه احمدی نژاد حقيقت ما است

است( Oedipuskomplex )رنج ما ازعقده اوديپ

غير قمر هيچ مگو

اين نه گنجی، که عقيده در زندان است

جمهوری خواهی پوششی برای دشمنان ملت

شاه ايران قربانی انتقام اسلامی

کار سترگ گنجی روشنگری است

گنجی اولين مسلمان لائيک

واپسين پرده تراژدی خمينی

انتخابات اخير پروژه حمله به ايران را کليد زد

جنگ آمريکا عليه ايران آغاز شده است

انتصاب احمدی نژاد، کشف حجاب رژيم

حماسه ديگری برای رژيم

برادر احمدی نژاد بهترين گزينه

انقلابی که دزديده شد؟

معين يک ملا است، نه مصدق

بزنگاه سرنوشت رژيم ايران !/ بخش سوم

بزنگاه سرنوشت رژيم ايران/ بخش دوم

بزنگاه سرنوشت رژيم ايران/ بخش نخست

فولادوند همان جنتی است

اکبر گنجی، ديوانه ای از قفس پريد

دموکراسی محصول انديشه آزاد از مذهب است

تفنگداران آمريکايی پشت مرز هستند

رئيس جمهور اصلی خامنه ای است

!دانشجويان سوخته را دريابيد

دغلبازان ملا مذهبی

!خاتمی خائن نبود، رفسنجانی هم نيست

فندق پوست کنده

خيانتی بنام انقلاب اسلامی

ايران، کارگاه بی کارگر

آزادی کمی همت و هزينه می طلبد

نمايش لوطی عنتری در ملک جم

نخبگان نادانی

بوی باروت آمريکايی و رفسنجانی

آقای خمينی يک پيغمبر بود نه امام

انديشه زوال ناپذير است

اپوزيسيونی ناکارآمد تر از هخا!

زنهار که ايرانی در انتقام کشی خيلی بی رحم است!

سخنی با امضا کنندگان بيانيه تحليلی 565

...بر چنين ملت و گورپدرش

واپسين ماههای رژيم يران

اصول اعتقادی دايناسورها، طنزنوروزی

يادت بخير ميسيو، يادت بخير

امتيازی برای تسخيرايران

اشغال نظامی ايران وسيله ايالات متحده

چهارشنبه سوری، شروع حرکت تاريخی

بد آگاهی و فرهنگ هفت رگه

جرج دابليو بوش، آبراهام لينکلنی ديگر

روحانيّت ضد خدا

استبداد خاندان پهلوی بلای جان ملا ها

آمريکا در خوان هقتم

عقل شرعی و شرع عقلی

واکنش مردم ما به حمله نظامی آمريکا

عشق های آقای نوری زاده

به هيولای اتم نه بگوئيم

موشک ملا حسنی و اتم آخوند نشان بزبان کوچه

رفراندم امير انتظام يا سازگارا، کدام ميتواند مشکوک باشد ؟

آيا مخمل انقلاب به خون آغشته خواهد شد؟

کاندوليزا رايس و بلال حبشی

سکس ضرورتی زيبا است نه يک تابو

نام وطنفروشان را به خاطر بسپاريم

طرح گوسفند سازی ملت ايران

آب از سر چشمه گل آلود است

رژيم ملا ها دقيقآ يک باند مافيا است

نوبت کشف عمامه است

فرهنگی که محشر می آفريند - دی جی مريم

ملا ها عقلمان را نيز دزديده اند

فقدان خرد سياسی را فقدان رهبريّت نناميم

ابطحی و ماری آنتوانت ـ وبلاگ نويسان تواب

نادانی تا به کی !؟

آزادی ايران، نقطه شروع 1

آزادی ايران، نقطه شروع 2

هنر سياست

ايران و ايرانی برای ملا ها غنيمت جنگی هستند

شب تيره، نوشته ای در مورد پناهندگی

انقلاب ايران، آغاز جنگ سوم بود

اين رفراندوم يک فريب است

سپاه پاسداران، شريک يا رقيب آمريکا

خامنه ای پدر خوانده تروريسم

فرهنگ پشت حجاب

کمونيسم همان حزب الله است

داريوش همايون چه ميگويد؟

اينترنت دنيای روانپريشان

خانه تکانی فرهنگی

فردا روشن است

عين الله باقرزاده های سياسی

آن که می خندد هنوز

اپيستمولژی اپوزيسيون

انقلاب سوسول ها

درود بر بسيجی با و جدان

روشنگران خفته ونقش چپ

فتح دروازه های اسلام

حزب توده و نابودی تشيّع

جنگ ديگر ايران و عراق

درد ما از خود ما است

يادی ازاستبداد آريا مهری!؟

ابر قدرت ترور

کدام مشروطه خواهی؟

برای آقای سعيد حجاريان

تراژدی ملا حسنی ها

مارمولک، سری 2

پهلوی پرست ها

هخا و تجمع اطراف دانشگاه

هخا و خاتمی، دو پسر عمو

تريبونال بين المللی

پايان ماه عسل فيضيه و لندن

طرح آزادی ايران 1

اولين و آخرين ميثاق ملی

اطلاعيه جمهوری خواهان

يک قاچاقچی جانشين خاتمی

فهم سر به کون

توطئه مشترک شريعتمداری

انگليس و ملا

نفت، رشوه، جنايت و

عنتر و بوزينه وخط رهبری

اروپايی و ملای هفت خط

ايران حراج است، حراج

درسهايی ازانتخابات آمريکا

عنکبوت و عقرب

بر رژيم اسلامی، نمرده به فتوای من نماز کنيد

پوکر روسی فيضيّه با پنتاگون

به ايران خوش آمديد کاندوليزای عزيز

مسخره بازی اتمی اروپا و ملا ها

انتلکتوليسم يا منگليسم

آبروی روشنقکران مشرق زمين


رسالت من بعد از نوژه

بی تفاوت نباشيم

نگاه خردمندانه به 28 مرداد


سايه سعيدی سيرجانی :

مسئوليت، نوشته ای در ارتباط با رفراندوم

پرسش شيما کلباسی از سايه در ارتباط با طرح رفراندوم

هويت، به همراه يک نوشته از فرزانه استاد جانباخته سعيدی سيرجانی با نام مشتی غلوم لعنتی

بچه های روستای سفيلان

امان از فريب و صد امان از خود فريبی

دريغ از يک "پسته" بودن

رنجنامه کوتاه سايه

بر ما چه ميرود


روشنگری های شهريار شادان از تشکيلات درونمرزی حزب ميهن :

خمينی؛ عارف يا جادوگر ؟

ما جوانان ايران بايد

حکومت خدا (1)

می گوید اعدام کن

راهی نوین برای فردای ایران


رنجنامه معصومه

شير ايران دريغ!


حافظ و اميرمبارزالدين

دلکش و ولی فقيه


کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران-پن‌لاگ


کانون وبلاگ نويسان



This page is powered by Blogger. Isn't yours? Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com eXTReMe Tracker