آزاد شو


*** اين وبلاگ منعکس کننده مطالب و مقالات حزب ميهن است ***


Saturday, February 23, 2008

 

هشتاد سال ايران ستيزی، با نام روشنفکری



زاد گـــاه
امير سپهر


هشتاد سال ايران ستيزی، با نام روشنفکری

[درددلی با نسل های آينده]

عجيب آن است که نوشته اند خود چنگيز بر منبر مصلی رفته و گفته بوده است:«ای قوم! بدانيد که شما گناهان بزرگ کرده ايد و بزرگان شما به گناه مقدم تر اند. از من می پرسيد که اين سخن به چه دليل می گويم، به سبب آنکه من عذاب خدايم. اگر از شما گناهان بزرگ نيامدی، خداوند بزرگ چون من عذابی "بر شما" نفرستادی» تاريخ جهانگشای عطا ملک جوينی، جامع التواريخ، طبقات ناصری
.....................................................................

سرچشمه ی سخن
گر چه نويسنده نيز چون هر انسان ديگری زندگی را خيلی دوست می دارم، ليکن من بر خلاف بسياری، هميشه به مرگ و پس از مرگ خود نيز می انديشم
چه که مرگ يک حقيقت مسلم است و گريزی از آن نيست. سال من ديگر از پنجاه و پنج هم گذشته است

آدمهای بلا کشيده و فنا شده ای چون من، با اين دل شکسته و با اينهمه درد غريبی و تنهايی نمی توانند زياد عمر کنند

از آنجا که من اين حقيقت را خوب می دانم، شب و روز مشغول نوشتن هستم. آخر خيلی چيز ها برای نوشتن دارم

چون نسل من از آن نسلهای استثنايی در سراسر تاريخ ايران است که خود به اندازه ی صد نسل فراز و فرود ديده

من که حيفم می آيد اينهمه تجربه ی تلخ و شيرين را با خود بگور برم. می خواهم تا آنجا که برايم امکان دارد بنويسم

بنويسم و از خود باقی گذارم. با اين اميد که شايد اين نوشته ها پس از مرگم بکار آيد. ديگر هيچ آرزويی هم در اين دنيا ندارم الا ديدن دوباره ميهن آزادم و نقاب بر رخ خاک کشيدن در آن سرزمين

در آن خاک اهورايی که زاده شدم و عاشقانه می پرستمش. در جايی که همه ی پيشينيانم در آن مدفون هستند و خاک آن با خاکستر استخوانهای مادران و پدرانم در هم آميخته

البته بعضی اصلآ اهميّّت نمی دهند که پس از خودشان چه بر سر سرزمينشان خواهد آمد. برايشان هم مهم نيست که پس از مرگشان تاريخ و نسل های بعدی در باره ی آنان چگونه قضاوت کنند. من اما خيلی به اين امر اهميّت می دهم

مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
روزی از اين تلخ و شيرين روزها
در زمستانی غبار آلود و دور
يا خزانی خالی از فرياد و شور

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فرياد درد
آه ! شايد عاشقانم نيمه شب
گل به روی گور نمناکم نهند

بعد ها نام مرا باران و باد
نرم می شويند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ
فروغ

به هر روی، حال که تقريبآ همه مشغول کار های هجو و شعار دادن و رويا پردازی هستند و آتشم در هيزم تر اين مردم نمی گيرد، دوست می دارم دستکم پس از مردنم عده ای پيامم را دريابند. ولو چند نسل پس از مرگم. از اينروی هم اين نوشته را بيشتر برای نسلهای پس از خود می نويسم. شايد که اندک کمکی کرده باشم تا مبادا آنان نيز روزگاری چون ما فدا و فنا شوند

عمله های تخريب، نه روشنفکر
برای رسيدن به حقيقت هر چيزی، بويژه تعيين ميزان سود يا زيان هر انديشه و پديده ای، فقط يک قاعده وجود دارد. آن تک قاعده هم اين است که بايد توجه کرد که محصول آن پديده و فکر چيست. يعنی ارزش هر تئوری و انديشه ای فقط در پراتيک اجتماعی و در عرصه ی عمل است که مشخص می شود نه در کتاب و رساله و مقاله. انديشه های روشفکری نيز به هيچ روی نمی تواند از اين قانونمندی بيرون باشد

از آنجا که دستکم هشتاد سال است که مردم ما را فريب داده اند که گويا ايران پر از روشنفکر و انديشمند باشد، بيجا نيست که ببينيم اينهمه روشنفکر و اديب و مورخ و پژوهشگر و شاعر برای ما چه دستاوردی داشته اند. و ما که بنا بر ادعا، به تنهايی بيش از دويست کشور ديگر جهان روشنفکر و انديشه پرداز داريم، در سايه ی افکار بلند اينهمه انديشمند بی نظير به کجا رسيده ايم آخر

مگر نه اين است که تمامی دستاورد های فرهنگی و فلسفی و هنری جهان غرب فقط مرهون انديشه های بيست ـ سی انديشه ورز و هنرمند و رياضی دان بزرگ چون روسو و داوينچی و کپرنيک و نيوتن و رامبراند و ولتر و ديدرو و دالامبر و پيکودلا ميراندولا و کانت و هگل ... است

و اما، پنجاه و دو سال پيش از اين (سال چهل و چهار خورشيدی)، آن زمان که بقول روشنفکران ما، شاه خاين ما قدرت داشت و ايران ما را عقب نگاه داشته بود، وقتی يک همشهری بيچاره من خود را امام زمان خواند و شيشه يک مشروب فروشی را شکست، دولت شاه او را دستگير کرده و تحويل تيمارستان داد

سيزده سال پس از آن که دولت آن شاه خاين کمی ضعيف شد، هزاران روشنفکر و اديب و شاعر و متفکر و چپ مترقی ما به دنبال کسی افتادند که خود را نايب امام زمان خواند نه حتی خود امام زمان

به دستور همان نايب امام هم، اين ابر انديشمندان بزرگ ما نه تنها شيشه ی تمامی مشروب فروشی ها را شکستند و ميخانه ها را ويران کردند، بلکه تمام سينما ها و تئاتر ها و بانکها و وزارتخانه ها و هنرکده ها و فرهنگسرا ها و تمامی ديگر مظاهر نوگرايی تجدد را هم ويران ساختند

آنهم برای رسيدن به دموکراسی. يعنی تمامی مظاهر تمدن و آزادی را ويران کردند که بتوانند مردم را به تمدن و آزادی رسانند!؟

آنهم با شعار های "ما همه سرباز تو ايم خمينی، گوش به فرمان توئيم خمينی" ـــ "حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله" ـــ "وای اگر خمينی حکم جهادم دهد" يا اينکه "بختيار بختيار، منقل و وافور و بيار". هر روشنفکر انقلابی هم اگر بگويد اين شعار ها را نداده، با بيشرافتی و پستی تمام دروغ می گويد

زيرا اين ها که آوردم، اصلی ترين شعار های آن انقلاب شکوهمند روشنفکری بود و من خود لحظه به لحظه ی آن رخداد شکوهمند برای ضحاکيان و ايرانکشی را به چشم خود ديده و اندوخته کرده ام

فرجام اينکه، حال پنجاه و دو سال پس از ماجرا آفرينی آن همشهری ديوانه من، هزاران هزار ابر روشنفکر ما با انديشه های درخشان خود کاری کرده اند که حاليه (در هشتاد شش خورشيدی) امام زمان از در و ديوار ميهنمان می ريزد

در کشورمان هم دست و پا اره می کنند و چشم از حدقه در می آورند و سنگسار می کنند و تازيانه می زنند. بنا بر گفته خود سازمان گردشگری رژيم هم که فقط در طی سال گذشته بيست و دو ميليون ايرانی گريان به جماران رفته و چلوکباب و نامه برای امام زمان به چاه ريخته اند

دوری از اين عمله جات
پيام من بشما نسل های بعدی اين است که ای فرزندان دلبندم! لطفآ کتاب فارسی دوران نسل مرا مخوانيد. مبادا مقاله های اين سکولار سکولارچی های نسل مرا بخوانيد. مباشد مقاله ی روشنفکری از اين نسل بخوانيد

مباشد که شعر نو اينان را بخوانيد و مباد که کتابهای ترجمه ای اينها را بخوانيد و مباد و مباد که پای صحبت يکی از باز ماندگان صد ساله ی نسل ما بنشينيد

به شرافت سوگند هر چه بيشتر کتاب فارسی از اينها بخوانيد، بويژه کتاب روشنفکری، به همان نسبت روح و روانتان آلوده تر خواهد شد. اگر با کتاب فارسی اين روشنفکران شما هم روشنفکر شويد، ترديد نداشته باشيد که روح و روانتان آلوده گشته، به روانپريشی دچار گشته و بدون ترديد به مردم و ميهن خود خائن خواهيد شد

فرزندان جگر گوشه ايران! نود در صد از کتابهای روشنفکری نسل ما را خائنان به ايران و ملت ايران نوشته اند. اگر مردم و ميهن خود را دوست می داريد، اگر دوست می داريد که آکاهی کسب کنيد، حتمآ يک زبان خارجی بياموزيد و محصولات فکری را از منابع اصلی و بگونه ای مستقيم دريافت کنيد و فرا گيريد نه از قلم آلوده ی اين خائنان روزگار ما. حتی اگر نتوانستيد زبانی ديگر را فرا گيرد هم همان به که کم آگاه بمانيد و در هنگام سختی ها از تجربيات غريضی خود مدد گيريد

فرزندانم! بدانيد که حال در دوران ما روستاييان هرگز مکتب نديده و الفبا نياموخته و کاملآ بيسواد هم صد ها بار از اين ويرانگران بدآگاه خردمند تر و دور انديش تر و ميهن پرست تر و مسئوليّت شناس تر هستند. چه که آسيبی که يک بدآگاه می تواند به مردم و ميهن خود زند، هزاران بار بدتر و کشنده تر از آسيب يک ناآگاه صرف است. و اين دقيقآ حکايت نسل ما است

آنان که ما را نابود کردند ای عزيزانم! نه روستاييان، نه بيسوادان، نه کارگران، نه ملايان و نه حتی ابلهان ديوانه خانه ها و بيماران روانی تيمارستان ها، بلکه مشتی نادان و عمله ی تخريب بودند که خود را روشنفکران می ناميدند

پس، تا می توانيد خود را از آثار اينها دور نگهداريد تا از خطر ابتلا به ايدز مغزی و روانپريشی و بيگانگی از خويش و فرهنگ بومی و جامعه ی خودی مصمون مانيد.همين


www.zadgah.com


|


<< Home

Archives

May 2004   June 2004   July 2004   August 2004   September 2004   October 2004   November 2004   December 2004   January 2005   February 2005   March 2005   April 2005   May 2005   June 2005   July 2005   August 2005   September 2005   October 2005   November 2005   December 2005   January 2006   February 2006   March 2006   April 2006   May 2006   June 2006   July 2006   August 2006   September 2006   October 2006   November 2006   December 2006   January 2007   February 2007   March 2007   April 2007   May 2007   June 2007   July 2007   August 2007   September 2007   October 2007   November 2007   December 2007   January 2008   February 2008   March 2008   April 2008   May 2008   June 2008   July 2008   August 2008   September 2008   October 2008   November 2008   December 2008   January 2009   February 2009   March 2009   April 2009   May 2009   June 2009   July 2009   August 2009   September 2009   October 2009   November 2009   January 2010   February 2010   March 2010   April 2010   May 2010   June 2010   July 2010   September 2011   February 2012  


Not be forgotten
! بختيار که نمرده است

بخشی از نوشته های آقای دکتر امير سپهر ( بنيانگذار و دبيرکل حزب ميهن ) :

سخن بی هنر زار و خار است و سست

چرا انقلاب آرام در ايران ناشدنی است؟

! دموکراسی مقام منظم عنتری

نوروز ايرانی در رژيمی ايرانی

بوی خوش خرد گرايی در نوروز

نامه ای به سخنگوی وزارت خارجه

!اصلاح جمهوری اسلامی به سبک آمريکا

!رژيم و دو گزينه، شکست، شکست ننگين

! لاابالی ها شال و کلاه کنيد

اسلام را کشف کنيم نه مسخره

ماندگاری ايران فقط به ناهشياران است !؟

!نه نه، اين تيم، تيم ملی ما نيست

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/پنجمين بخش

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/بخش چهارم

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/بخش سوم

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/بخش دوم

فرهنگ نکبت، فرهنگ عزت/بخش نخست

فرهنگ سازی را بايد از دکتر شريعتی آموخت

دانشمندان اتمی يا الاغهای پاکستانی

راه اصلی ميدان آزادی خيابان شاهرضا است/بخش دوم

راه اصلی ميدان آزادی خيابان شاهرضا است/بخش نخست

مبارزان ديروز، بابا بزرگ های بی عزت امروز

پيش درآمدی بر چيستی فرهنگ

ملتی در ميان چند طايفه رويا پرداز دغلباز

مشکل نه دستار که مسلک دستاربندی است

بی فرهنگی ما، عين فرهنگ ما است

! نابخردی نزد ما ايرانيان است و بس

!خود همی گفتی که خر رفت ای پسر

ولله که کابينه احمدی نژاد حقيقت ما است

است( Oedipuskomplex )رنج ما ازعقده اوديپ

غير قمر هيچ مگو

اين نه گنجی، که عقيده در زندان است

جمهوری خواهی پوششی برای دشمنان ملت

شاه ايران قربانی انتقام اسلامی

کار سترگ گنجی روشنگری است

گنجی اولين مسلمان لائيک

واپسين پرده تراژدی خمينی

انتخابات اخير پروژه حمله به ايران را کليد زد

جنگ آمريکا عليه ايران آغاز شده است

انتصاب احمدی نژاد، کشف حجاب رژيم

حماسه ديگری برای رژيم

برادر احمدی نژاد بهترين گزينه

انقلابی که دزديده شد؟

معين يک ملا است، نه مصدق

بزنگاه سرنوشت رژيم ايران !/ بخش سوم

بزنگاه سرنوشت رژيم ايران/ بخش دوم

بزنگاه سرنوشت رژيم ايران/ بخش نخست

فولادوند همان جنتی است

اکبر گنجی، ديوانه ای از قفس پريد

دموکراسی محصول انديشه آزاد از مذهب است

تفنگداران آمريکايی پشت مرز هستند

رئيس جمهور اصلی خامنه ای است

!دانشجويان سوخته را دريابيد

دغلبازان ملا مذهبی

!خاتمی خائن نبود، رفسنجانی هم نيست

فندق پوست کنده

خيانتی بنام انقلاب اسلامی

ايران، کارگاه بی کارگر

آزادی کمی همت و هزينه می طلبد

نمايش لوطی عنتری در ملک جم

نخبگان نادانی

بوی باروت آمريکايی و رفسنجانی

آقای خمينی يک پيغمبر بود نه امام

انديشه زوال ناپذير است

اپوزيسيونی ناکارآمد تر از هخا!

زنهار که ايرانی در انتقام کشی خيلی بی رحم است!

سخنی با امضا کنندگان بيانيه تحليلی 565

...بر چنين ملت و گورپدرش

واپسين ماههای رژيم يران

اصول اعتقادی دايناسورها، طنزنوروزی

يادت بخير ميسيو، يادت بخير

امتيازی برای تسخيرايران

اشغال نظامی ايران وسيله ايالات متحده

چهارشنبه سوری، شروع حرکت تاريخی

بد آگاهی و فرهنگ هفت رگه

جرج دابليو بوش، آبراهام لينکلنی ديگر

روحانيّت ضد خدا

استبداد خاندان پهلوی بلای جان ملا ها

آمريکا در خوان هقتم

عقل شرعی و شرع عقلی

واکنش مردم ما به حمله نظامی آمريکا

عشق های آقای نوری زاده

به هيولای اتم نه بگوئيم

موشک ملا حسنی و اتم آخوند نشان بزبان کوچه

رفراندم امير انتظام يا سازگارا، کدام ميتواند مشکوک باشد ؟

آيا مخمل انقلاب به خون آغشته خواهد شد؟

کاندوليزا رايس و بلال حبشی

سکس ضرورتی زيبا است نه يک تابو

نام وطنفروشان را به خاطر بسپاريم

طرح گوسفند سازی ملت ايران

آب از سر چشمه گل آلود است

رژيم ملا ها دقيقآ يک باند مافيا است

نوبت کشف عمامه است

فرهنگی که محشر می آفريند - دی جی مريم

ملا ها عقلمان را نيز دزديده اند

فقدان خرد سياسی را فقدان رهبريّت نناميم

ابطحی و ماری آنتوانت ـ وبلاگ نويسان تواب

نادانی تا به کی !؟

آزادی ايران، نقطه شروع 1

آزادی ايران، نقطه شروع 2

هنر سياست

ايران و ايرانی برای ملا ها غنيمت جنگی هستند

شب تيره، نوشته ای در مورد پناهندگی

انقلاب ايران، آغاز جنگ سوم بود

اين رفراندوم يک فريب است

سپاه پاسداران، شريک يا رقيب آمريکا

خامنه ای پدر خوانده تروريسم

فرهنگ پشت حجاب

کمونيسم همان حزب الله است

داريوش همايون چه ميگويد؟

اينترنت دنيای روانپريشان

خانه تکانی فرهنگی

فردا روشن است

عين الله باقرزاده های سياسی

آن که می خندد هنوز

اپيستمولژی اپوزيسيون

انقلاب سوسول ها

درود بر بسيجی با و جدان

روشنگران خفته ونقش چپ

فتح دروازه های اسلام

حزب توده و نابودی تشيّع

جنگ ديگر ايران و عراق

درد ما از خود ما است

يادی ازاستبداد آريا مهری!؟

ابر قدرت ترور

کدام مشروطه خواهی؟

برای آقای سعيد حجاريان

تراژدی ملا حسنی ها

مارمولک، سری 2

پهلوی پرست ها

هخا و تجمع اطراف دانشگاه

هخا و خاتمی، دو پسر عمو

تريبونال بين المللی

پايان ماه عسل فيضيه و لندن

طرح آزادی ايران 1

اولين و آخرين ميثاق ملی

اطلاعيه جمهوری خواهان

يک قاچاقچی جانشين خاتمی

فهم سر به کون

توطئه مشترک شريعتمداری

انگليس و ملا

نفت، رشوه، جنايت و

عنتر و بوزينه وخط رهبری

اروپايی و ملای هفت خط

ايران حراج است، حراج

درسهايی ازانتخابات آمريکا

عنکبوت و عقرب

بر رژيم اسلامی، نمرده به فتوای من نماز کنيد

پوکر روسی فيضيّه با پنتاگون

به ايران خوش آمديد کاندوليزای عزيز

مسخره بازی اتمی اروپا و ملا ها

انتلکتوليسم يا منگليسم

آبروی روشنقکران مشرق زمين


رسالت من بعد از نوژه

بی تفاوت نباشيم

نگاه خردمندانه به 28 مرداد


سايه سعيدی سيرجانی :

مسئوليت، نوشته ای در ارتباط با رفراندوم

پرسش شيما کلباسی از سايه در ارتباط با طرح رفراندوم

هويت، به همراه يک نوشته از فرزانه استاد جانباخته سعيدی سيرجانی با نام مشتی غلوم لعنتی

بچه های روستای سفيلان

امان از فريب و صد امان از خود فريبی

دريغ از يک "پسته" بودن

رنجنامه کوتاه سايه

بر ما چه ميرود


روشنگری های شهريار شادان از تشکيلات درونمرزی حزب ميهن :

خمينی؛ عارف يا جادوگر ؟

ما جوانان ايران بايد

حکومت خدا (1)

می گوید اعدام کن

راهی نوین برای فردای ایران


رنجنامه معصومه

شير ايران دريغ!


حافظ و اميرمبارزالدين

دلکش و ولی فقيه


کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران-پن‌لاگ


کانون وبلاگ نويسان



This page is powered by Blogger. Isn't yours? Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com eXTReMe Tracker